الشيخ المنتظري
192
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
هر يك از پيامبران كه آمدند يك اساسى را پايه گذارى كردند ، حضرت موسى ( عليه السلام ) يك دينى را آورد و پايه گذارى كرد ، حضرت عيسى ( عليه السلام ) هم همين طور ، تا اين كه نوبت به حضرت محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) رسيد و او هم اساس اسلام را پايه گذارى كرد ، حالا حضرت امير ( عليه السلام ) مىگويد : خدايا اين بناى پيغمبراسلام و اين پايگاهى را كه تأسيس كرده است بالا ببر و به آن تفوّق بده . « اَعْلِ على بناء البانين بناءه » بالا ببر بر بناهاى ديگران بناى او را . حضرت امير ( عليه السلام ) دين و اسلام را به ساختمانى تشبيه فرموده و پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را هم بنا كننده آن معرّفى كرده است و در اين جمله از خدا خواسته است كه به اين بناى رسول خدا استحكام و علوّ و برترى دهد . بعد فرموده : « و اكرم لديك منزلته » خدايا مقام و منزلت او را نزد خودت بالا ببر و او را بزرگ بدار . « و اتمم له نوره » ، اين جمله مربوط به دنياى خاتم الانبياء ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است ، مىخواهند بگويند : خدايا اين نورى كه در دنيا به پيغمبر داده اى و با آن جهان را روشن كرده كامل بگردان ، به اين معنا كه دين او را كامل و جهانى كن ; حضرت حجة بن الحسن ( عليه السلام ) را بفرست تا به اين نور برترى دهد . « و اجزه من ابتعاثك له مقبول الشّهادة » ، « ابتعاث » است نه « انبعاث » ، اين دو لغت در اين دو باب ( افتعال و انفعال ) دو معنا مىدهند : « انبعاث » به معناى منبعث شدن است در صورتى كه « ابتعاث » به معناى مبعوث شدن و برانگيخته شدن از ناحيه غير است ، خدا او را برانگيخته است نه اين كه خود برانگيخته شده است . مىفرمايد : قبول شهادت را پاداش پيغمبرى او قرار ده . « و مرضىّ المقالة » و باز پاداش او را قبولى شفاعتش قرار ده . اگر « مرضىّ المقال » باشد يعنى گفتارش مورد قبول باشد ، شفاعتى كه مىكند مورد قبول تو واقع شود . « ذا منطق عدل » يعنى در حالى كه او صاحب منطق عدل و منطق درست است . « و خطّة فصل » ، اين عبارت را دو جور خوانده اند : يكى « و خطبة فصل » و ديگرى